جعفر حميدى

334

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

كتاب ذو القرنين يا كوروش كبير دلايل فراوانى را ارائه كرده كه ذو القرنين همان كوروش كبير پادشاه و بنيانگذار سلسلهء هخامنشى است و اين قراين و امارات كه در قرآن مجيد ذكر شده است با اعمال و رفتار كوروش نسبتا مطابقت دارد . ( ف . م . ج 6 ص 2116 ) 14 . نرمسين ( به انگليسى Naram - sin ) پادشاه اكد و بابل كه در حدود 2550 ق . م حكومت داشت . از بزرگترين فرمانروايان سلسلهء اكد بود و گمان مىرود كه پسر سارگن اول بوده باشد . از حوادث دورهء سلطنتش چيزى به درستى دانسته نيست ، اما فتوحات بسيار به وى نسبت داده‌اند . مقر حكومت نرمسين شهر شوش بود . ( ف . م . ج 6 ص 2116 ) 15 . ابو الكلام آزاد ، مولانا ، 1888 - 1958 ، نويسنده و ناطق زبردست و سياستمدار هندى . در مكه متولد شد و در دانشگاه الازهر قاهره تحصيل كرد . در نهضتهاى ضد انگليسى در كلكته شاخص بود و در تأسيس و نشر جرايد ملى اهتمام كرد . او چند بار به حبس افتاد ، چندين سال رياست كنگرهء ملى هند را به عهده داشت و در 1948 وزير فرهنگ دولت نهرو شد . زبان عربى را خوب مىدانست و تأليفاتى مربوط به قرآن و مطالب اسلامى دارد . او معتقد است كه ذو القرنين قرآن مجيد همان كوروش كبير پادشاه هخامنشى است . 16 . قاف ، كوه ، در افسانه‌ها و روايات اسلامى ، رشته كوهى كه اطراف زمين را احاطه كرده است ، و گويند كناره‌هاى آسمان بر روى آن نهاده شده و به روايتى ، نگاهدارندهء زمين است ، و اگر آن نبود زمين همواره لرزان بود . كوه قاف از زمرد سبز است ، و رنگ آسمان انعكاسى از رنگ آن مىباشد . كسى نمىداند كه آن سوى كوه قاف چيست ؛ بعضى گفته‌اند مسكن فرشتگان است ، و برخى آن را جايگاه اجنه دانسته‌اند ، و گروهى گفته‌اند سرزمينهايى است از طلا و نقره و مشك . به قولى منزل سيمرغ در كوه قاف است . در بعضى افسانه‌ها آمده است كه اسكندر ذو القرنين به كوه قاف رفت ، و در اطراف آن كوههاى كوچكى ديد . از موكلان كوه قاف پرسيد كه اين كوههاى كوچك چيست ، و آنان به اين مضمون پاسخ دادند : « اينها عروق زمين است و هر شهرى را با اين كوهها پيوندى هست ، و خداوند ، چون بخواهد ناحيه‌اى را به لرزه درآورد ، فرمان مىدهد تا عروق آن ناحيه را به جنبش درآوريم . » اغلب نويسندگان دورهء اسلامى كوههاى قاف و البرز را يكى شمرده‌اند و كوه - قاف افسانه‌هاى اسلامى اقتباسى از روايات ايرانى است . ( د . م . ج 2 ش - ل ص 1989 ) 17 . سكاها Saka . Ha يا سكه‌ها ( Saka . Ha ) به يونانى ساكاى ( Sakay ) ، نام قوم قديم ايرانى نژاد آسياى مركزى ( تركستان روس حاليه ) كه پس از مهاجرت ساير آرياييها به طرف جنوب در همان نواحى خود باقى ماندند و زندگى چادرنشينى را ادامه دادند . سكاهاى مهاجر به ناحيهء سكوتيا ، كيمريان را از سرزمينشان بيرون راندند و بعدا با مملكت آشور همسايه شدند و به كمك ايشان كيمريان را ريشه‌كن ساختند ( حدود 638 ق . م ) . كوروش كبير در حدود 529 با سكاهاى ناحيهء شرق خيوه به جنگ پرداخت . در مآخذ عهد هخامنشى از چند دسته از سكاها نام برده شده است 1 - سكاهاى نوشندهء هوم